۱۳۸۸ مهر ۳, جمعه

وقتی هنر جسور می شود !

نوشتن در مورد یکی از بی بدیل ترین آفرینش های یک انسان ، بسیار سخت است ؛ ترزا مقدس اثر برنینی (Gian Lorenzo Bernini )
این پیکره نتها یک شاهکار هنریست و نقطه عطفی در زبان هنر بلکه دری را در سیر تکاملی هنر باز نمود و صفتی را به آن افزود برای کامل تر شدن ، جسارت






خلسه ترزا مقدس ( 1645-1652 ) شاهکاری بود که برنینی بعد از چند شکست ، جاودانه اش ساخت در این پیکره ترزا مقدس در حالتی از لذت. جنسی نشان داده شده است در حالتی که فرشته ای در بالای سر او ایستاده و پیکانی در دست دارد گویی با نوک پیکان با ترزا معاشقه نموده است . در کل تناقضی بین لذت ، پیکان ، سرخوشی مذهبی ( لذت عرفانی ) و لذت ار.ضا شدن به تصویر کشیده شده است

برداشت عمق نگاه هنرمند را بر عهده خود شما می گذارم



۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

غاصب همیشه غاصب است

ظاهرا دولت نهم که خیلی دوست دارد دولت دهم شود به جای غصبی عادت دارد در مجمع عمومی سازمان ملل برای هر کشور یک میز با 12 صندلی ( شش تا ردیف جلو و شش تا ردیف عقب ) وجود دارد اما ظاهرا جناب اقای احمدی نژاد بیشتر از اینها نیاز به کف زن و سوت زن داشته است که صندلی های دیگر را نیز اشغال کرده اند

چرا لبنانی ها جلسه را ترک کردند ؟

قضیه حکومت ایران با سردمداران لبنانی به مانند کودک لوثی است که وقتی پول تو جیبی بیشتر می خواهد برای برآورده شدن خواسته اش لوازم و اثاثیه خانه را می شکند ویا غذا نمی خورد جالب این جاست که این کودک زمانی بر وقاحت خود افزوده است که جو خانه را متشنج می بیند و برای حمایت از پدر یا مادر طلب مزد می کند تنها سوالی که برای ذهن من ایجاد شده این است که این کودک کی بزرگ می شود و می رود پی زندگی خودش !

۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

کاری که ما باید می کردیم و حکومت انجام داد !

یکی از نگرانی های در مورد راهپیمایی روز قدس برای سبزها این بود که حکومت از حضور مردم در جمعه هفته آینده در جهت تحکیم پایه های خود در مجامع بین المللی استفاده کند زیرا به هر حال این راهپیمایی یک راهپیمایی حکومتی است و تفکیک معترضین و موافقین کار ساده ای نیست اما این حکومت با دستگیری های اخیر و بستن دفتر آیت الله کروبی به عنوان جنجالی ترین مخالف حال حاضر حکومت که نشان از دستپاچگی و شتابزدگی انها در برخورد با این راهپیمایی است نقش مهمی در رسانه ای کردن و جلب توجه همه به این حرکت کرده است و عملا امکان سو استفاده از حضور میلیونی مردم را برای خود از بین برد . حماقتی که بیش از گذشته برای سران نظام درد سر آفرین خواهد شد می گویند عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !

۱۳۸۸ خرداد ۲۹, جمعه

چه کار کنیم که 22 خرداد 18 تیر دیگری نشود ؟

این همه هزینه کردن واقعا ارزش اینو داره که دربارش فکر کنبم واقعا چه باید کرد تا 22 خرداد مانند 18 تیر به فراموشی سپرده نشه به گونه ای عاملانش نماینده مجلس و وزیر نشوند خواهش می کنم در این مورد اصلا خوشبین نباشید و به بدترین حالت ممکن بهش فکر کنید اینکه ان شا الله نمی شه ،این دفعه فرق می کنه یا اینکه حضور مردم پر رنگ تره هیچ راهکاری را ارائه نمی ده

تحلیل سخنان خطیب نماز جمعه

سخنان آقای خامنه ای در شرایط فعلی یک چرای بزرگ ایجاد می کرد چرا رهبری بر خلاف سنوات گذشته به جای آرام کردن و به تعدیل کشاندن اتفاقات با موضع گیری تند در مقابل گروهی طبل حمایت از گروه دیگر را به صدا در اورد چرا کسی که بیست سال است سعی می کند نقش پدر جامعه سیاسی ایران را بازی کند و نشان دهد که بین فرزندانش فرقی نمی گذارد تا همه او را به عنوان پدری عادل و مهربان بشناسند این بار اینگونه تبعیض آمیز برخورد می کند ؟ به چه دلیل ایشان نفرت بیش از پانزده میلیون ایرانی را به جان می خرد ؟ ( با توجه به آماری که خودشان داده اند و تحریمی ها ) این ریسک بزرگ به چه علت است ؟ ترس از دست دادن چه چیزی است که او را وادار می کند تا ریسک دیکتاتور بودن را به جان بخرد ؟ او که به وضوح می داند در شرایطی که هیچ دخالت عملی و ظاهری در امور سیاسی - اجرایی کشور نداشت از سوی جامعه جهانی به دخالت و سمت دهی متهم می شد چرا با این کار به این اتهامات افزود ؟ چرا صبر نکرد شورای نگهبان این کار را بکند ؟
به نظر می رسد تمام چرا ها مارا به این نتیجه می رساند " ضعف قدرت سیاسی و عدم توانایی حل مشکلات با سران نظام خصوصا آقای رفسنجانی در پشت پرده "
سخنان امروز نه خطاب به مردم بلکه خطاب به کسانی بود که سعی در بازپس گیری قدرت از ایشان داشتند قدرتی که برای دستیابی به آن سال ها صبر و برنامه ریزی شده بود
من این سخنان را پیش زمینه یک کودتا آرام می دانم اما آرم صفت مناسبی برای آن است یا نه را مردم در روزهای پیش رو تعیین خواهند کرد

خوشحالم که رای دادم، سه سال وقت داریم که همه رو به سمت تحریم دعوت کنیم !

از اینکه در 22 خرداد ماه سال جاری رای دادم خیلی خوشحالم من کسی راتایید نکردم اما گفتم هستم با این اتفاقی که افتاد سه سال اینده نشان می دهم که اگر نباشم چه اتفاقی می افتد ! این موج که امروز شکل گرفت چند سال طول خواهد کشید اما مطمئنم سونامی در راه است
درست است که هر اندیشمندی و هر بی سواد و نا اگاهی یک حق رای مساوی دارنداما این حقیقت غیر قابل انکار است که جامعه را اندیشمندان به جلو می برند و جهت می دهند انها اکنون از خواب سیاسی بیدار شده اند ما آرام حرکت می کنیم و مطمئن باشید که این موج روزی انچنان عظیم می شود که از دیدنش سکته خواهید کرد و حتی به غرق شدن نمی کشد !

نماز جمعه تهران : احمدی نژاد تایید شد به فکر فردا باشیم

جهت گیری خطیب نماز جمعه تهران به سمت تایید نظام است و سعی بر این دارد ، بگوید که ما همه با هم دوستیم ! و سپس تلاش برای اعلام صحت انتخابات و تنها امتیازی که به مخالفان احمدی نژاد داده می شود تخریب رقبا احمدی نژاد در مناظره ها بوسیله احمدی نژاد است ( کل مطلب )

۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

چگونه مجری تلوزیون حداد عادل را آچمز کرد ؟!

زمان : 27 خرداد هشتادو هشت ساعت 11 شب
مکان : شبکه دو سیما میزگرد بعد از خبر
بعد از حمایت های بی چون و چرا حداد از احمدی نژاد و صحت انتخابات
مجری : جناب حداد این سوال در ذهن من شکل گرفته که ما از اول انقلاب تا حالا بیشترین انتخابات را داشتیم چرا این اعتراضات باید در این مورد شکل بگیره !؟
حداد : والا ما خودمون هم موندیم ! (و بعد از کمی مِن ومِن کردن ) خوب هر چیزی از یه موقعی شروع میشه نمیشه گفت که چرا !

۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

اگر در انتخابات فردا تقلب صورت گرفت چه می کنید ؟

نمی دانم وقتی فهمیدی که رایت را سوزانده اند چه می کنی فقط خواهش می کنم نیشت را تا بنا گوش باز نکن و نگو که دیدی گفتم ! تامین آینده خودت فرزندانت و کشورت بستگی دارد به اینکه چگونه از فرصت ها استفاده کنی پس از همین حالا به این اتفاق فکر کن

۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

به خاطر منابع ایران رای دهید !

اگر به هر دلیلی فکر می کنید رای دادن هیچ فایده ای ندارد فقط به این دلیل رای بدهید که حداقل منابع ایران به دست کسی بیایفتد که آن را تبدیل به ثروت ( برای خودش و اطرافیانش ) بکند تا شاید بشود روزی آن پس گرفت نه اینکه تبدیل به نان خشکی شود که برای لذت بردن از دم تکان دادن سگها جلوی آنها نگه داشته شود و روزی که به آنچه که می خواهیم رسیدیم دستمان خالی باشد و از ایران ویرانه ای بیشتر نمانده باشد

۱۳۸۸ خرداد ۱۵, جمعه

حرف هایی که گم شد

امر وز دوباره مناظره احمدی نژاد و موسوی را دیدم اما اینبار با دقت بیشتر ،اولین چیزی که توجه مرا جلب کرد گم شدن سخنان موسوی در غوغا سازی احمدی نژاد و ضعف بیان خودش بود احمدی نژاد هم نمونه مثال زدنی اصطلاح چشم دریدگی و هوچی گری بود که شوربختانه باید اعتراف کرد که این نوع برخورد در جهت دهی به این مناظره کاملا موفق بود و اینکه برخوردهایی از این دست در اقشار مختلف جامعه ایران طرفداران خود را دارد و گاهی به شجاعت و بی پروایی تعبیر می شود. مسئله بعدی ضعف بیان موسوی بود که بر شدت دیده نشدن سخنانش افزود کاش کمی تمرین می کرد که اینقدر چیز چیز نمی کرد
بر هر حال به تمامی دوستان توصیه می کنم یکبار دیگر این مناظره ببنید مطمئنا این بار با هیجان کمتر می توانید نکات جدیدی را در بین سخنان این دو کشف کنید

۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

چه چیز را تحریم می کنیم ؟

تنها برداشت من از مناظره امشب این بود :
دوست عزیز تحریمی یا بروید رای بدهید یا به دنبال یه بیلط یک طرفه به اولین مقصد خارج از ایران باشید . همین

۱۳۸۸ خرداد ۸, جمعه

یک پیشنهاد انتخاباتی : به علم اعتماد کنید تا ضربه نخورید !

به تمام دوستانی که با نزدیک شدن به زمان انتخابات با جدیدیت از هر تلاشی برای اثبات درستی انتخاب شان کوتاهی نمی کنند خصوصا طرفداران موسوی و کروبی پیشنهاد می کنم تا یک روز قبل از انتخابات هر کاری از دستشان بر می آید انجام دهند ولی بعدش مثل انسانهای متمدن نگاهی به نظر سنجی ها بیاندازند و با لجبازی کردن کاسه چه کنم چه کنم را بعد از انتخابات دست ما و خودشان ندهند مسلما انتخاب کروبی برای طرفداران موسوی و انتخاب موسوی برای طرفداران کروبی بعد از انتخابات مثبت تر خواهد بود . یاداوری می کنم که در قرن بیست و یکم بسر می بریم و استفاده از دانش عقلانی ترین کاری هست که از دستمان بر می آید و امکان خدشه دار و جهت دار بودن تمام آمار ها و نظر سنجی هایی که توسط گروهای مختلف انجام می شود بسیار کم است
یک عبارت هم برای موافقات تحریم دارم از هانا آرنت ( یکی از بزرگترین فلاسفه سیاسی قرن حاضر ) که بدون هیچ توضیحی ذکر می کنم :
انقلابیون انقلاب نمی کنند ، کسانی انقلابی هستند که می دانند قدرت چه زمانی در کوچه و خیابان ریخته و چه زمانی می توانند آن را جمع کنند

۱۳۸۷ بهمن ۲۶, شنبه

عبوراز خط قرمز

خاتمي آمد و به دنبالش موجي از بايد و نبايد ها را به راه انداخت اينكه بايد مي آمد يا نه بحثي تاريخ گذشته است چراكه او امده اما موضوع مهم اين است كه آيا حضور خاتمي به منزله سوپاپ اطميناني براي جلوگيري از عبور از خطوط قرمز نظام است ؟ آيا حضور خاتمي ما را از خطوط قرمز دور مي كند ؟
اينكه از خاتمي انتظار يك حكومت سكولار داشته باشيد با ماهيت يك روحاني سياسي كاملا در تناقض است پس نبايد ازاو انتظار شعار جدايي دين از سياست را داشت آيا واقعا مي شود كسي شخصيتش را به دو نيم كند ؟ پس وقتس خاتمي از جمهوريتي صحبت مي كند كه اسلاميست اين را براي خوشايند مقام رهبري نمي گويد اين چيزي است كه به آن باور دارد
اما رفتار هاي كدام سياستمدار ما را به خطوط قرمز نظام نزديك تر مي كند خاتمي يا احمدي نژاد ؟ نمونه هاي بسياري است كه نشان مي دهد اين فاصله در زمان خاتمي كمتر شده بود تنها زمان او صحبت از رفراندوم در مورد نظام شده بود تنها او بود كه شعار ايران براي ايرانيان را سر داده بود تنها در زمان او بود كه اقليتها ي مذهبي ( هرچند بسيار كم ) حق ادامه تحصيل را پيدا نمودند علاوه بر آن خط قرمز كدام ضخيم تر است در اين چهار سال سياست انقباضي احمدي ن‍ژاد تا انجا پيشرفت كه زنان بايد براي پوشيدن چكمه مي جنگيدند نه حق برابر در ارث و طلاق آيا مي شود از مرز هايي كه براي عبور از آن هزينه نكرده ايد بگذريد ؟ مشخص است كه هرچه خط قرمز هاي كمتري وجود داشته باشد نيروي بيشتري براي تمركز بروي آن وچود خواهد داشت
اما بررسي تئوري كساني كه اعتقاد به افزايش فشار براي رسيدن به نقطه جوش يك ملت دارند به عبارت ديگر به دنبال تغيير ناگهاني و شديد در حكومت ايران هستند نشان مي دهد كه اين راهكار چندان عملي به نظر نمي رسد نكته اول اينكه افزايش فشار گرچه باعث تحركاتي خواهد شد ولي اين حركتها عمدتا كاتوره اي و بدون جهتگيري و همسوسازي است و غالبا به نتيجه نمي رسد و در نطفه خفه مي شود و بايد توجه داشت كه اين بادكنك با باد كردن مي تركد نه با سوزن زدن !
نكته بعدي اين است كه واقعا چند درصد مردم ايران به دنبال حكومتي سكولار هستند ؟ چند درصد مردم ايران بعد از حل شدن مسائل اقتصادي شان به فكر تغيير حكوت هستند و چند درصد مردم بعد از رفاه نسبي راي شان جمهوري اسلامي است واقعيت اين است كه جامعه ايران يك جامعه شرقي سنت گراست كه در آن مذهب نقش مهمي را ايفا ميكند چه زور حكومت باشد چه نباشد و در يك انتخاب آزاد شانس پيروزي سكولاريزم چقدر است ؟ آيا واقعا مي شود از لايسيته به سكولاريزم رسيد ؟ ( به تركيه نگاه كنيد )
اين جامعه استعداد رسيدن به نقطه جوش را ندارد و اگر فكر مي كنيد تفكرتان در تغيير حكومت درست است ابتدا بايد مجال قانع كردن مردم را پيدا كنيد اما اين در جامعه ايي كه دچار كيهانيزم شده است امكان پذير نيست
حال سوال اين است كه فرصت به خاتمي فرصت به كيست ؟

۱۳۸۷ بهمن ۲۰, یکشنبه

چرا خاتمی و میر حسین هر دو باید بیایند

فضای سیاسی کشور در دهه اخیر پس از قدرت گرفتن جناح اصلاح طلب از سوی مردم و قدرت دادن به جناح اصول گرا از سوی قدرتمندان و سردمداران حاکم بر رژیم ایران باعث ایجاد دسته بندی روشنی در نگرش سیاسی مردم شد احزاب که دیگر خود را متعلق به بدنه ای واحد نمی دیدند روش مصالحه برای تقسیم قدرت را کنار گذاشته و در تقابل با هم قرار گرفتند این حرکت که با انتخاب خاتمی آغاز شد در در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به اوج خود رسیده است بطوری که حتی محافظه کاران هم مجبور به مشخص کردن تمایلات خود به سمتی خاص شدند مشخص است که ضربه خوردن هر یک از دو جناح در این شرایط تا سال ها جبران ناپذیر است
در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری از یک طرف احمدی نژاد به عنوان نماینده جریانی قرار دارد که جریان اصلاحات را محدود کرده و همچنین ریاست جمهوری ایران را بر عهده دارد نه گفتن به احمدی نژاد برنامه چهار ساله او را به شدت زیر سوال خواهد برد و اگر در این شرایط اصلاح طلبان به قدرت برسند خصوصا اگر این شخص خاتمی ، پرچمدار اصلاحات باشد از قدرت انحصار گریان قدرت در رژیم به شدت کاسته می شود ؛ از طرفی اگر خاتمی بیاید و دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد تجدید گردد شاهد تیتر هایی مانند نه بزرگ مردم به اصلاحات خواهیم بود و دوم خردادی ها به شدت تضعیف می شوند
تمام اینها باعث خواهد شد جریان حاکم تمام تلاش خود را در هر زمینه و با هر هزینه ای برای عدم انتخاب خاتمی انجام دهد و این چیزی است که خاتمی را برای آمدن مردد می کند اما حضور میر حسین تا حدی ضربه شکست احتمالی را کاهش خواهد داد به دلیل اینکه اولا میر حسین موسوی در دهه اخیر در این کشمکش ها وارد نشده است و ثانیا به عنوان نماینده و پرچمدار جریان اصلاحات به حساب نمی آید همانطور که معین به حساب نمی آمد و شکست او را می توان به عنوان آخرین فرصت مردم به جریان اصولگرا تعبیر کرد و این شکست با توجه به سنت انتخاب رئیس جمهور فعلی برای دور دوم تاثیر منفی زیادی بر جریان اصلاحات نخواهد گذاشت از طرف دیگر جریان اصلاحات در این چهار سال به شدت مورد هجمه جریان حاکم قرار داشته است و این ترس وجود دارد که ادامه این روند در چهار سال اینده باعث تضعیف شدید این نگرش سیاسی گردد و دیگر رمقی برای چهار سال اینده نداشته باشد از این جهت بهترین راه حل حضور خاتمی و میر حسین به عنوان کاندیدا در دوره دهم است که با توجه به شرایط تا زمان انتخابات یکی از آنها انصراف دهد .

بايگانی وبلاگ