خاتمي آمد و به دنبالش موجي از بايد و نبايد ها را به راه انداخت اينكه بايد مي آمد يا نه بحثي تاريخ گذشته است چراكه او امده اما موضوع مهم اين است كه آيا حضور خاتمي به منزله سوپاپ اطميناني براي جلوگيري از عبور از خطوط قرمز نظام است ؟ آيا حضور خاتمي ما را از خطوط قرمز دور مي كند ؟
اينكه از خاتمي انتظار يك حكومت سكولار داشته باشيد با ماهيت يك روحاني سياسي كاملا در تناقض است پس نبايد ازاو انتظار شعار جدايي دين از سياست را داشت آيا واقعا مي شود كسي شخصيتش را به دو نيم كند ؟ پس وقتس خاتمي از جمهوريتي صحبت مي كند كه اسلاميست اين را براي خوشايند مقام رهبري نمي گويد اين چيزي است كه به آن باور دارد
اما رفتار هاي كدام سياستمدار ما را به خطوط قرمز نظام نزديك تر مي كند خاتمي يا احمدي نژاد ؟ نمونه هاي بسياري است كه نشان مي دهد اين فاصله در زمان خاتمي كمتر شده بود تنها زمان او صحبت از رفراندوم در مورد نظام شده بود تنها او بود كه شعار ايران براي ايرانيان را سر داده بود تنها در زمان او بود كه اقليتها ي مذهبي ( هرچند بسيار كم ) حق ادامه تحصيل را پيدا نمودند علاوه بر آن خط قرمز كدام ضخيم تر است در اين چهار سال سياست انقباضي احمدي نژاد تا انجا پيشرفت كه زنان بايد براي پوشيدن چكمه مي جنگيدند نه حق برابر در ارث و طلاق آيا مي شود از مرز هايي كه براي عبور از آن هزينه نكرده ايد بگذريد ؟ مشخص است كه هرچه خط قرمز هاي كمتري وجود داشته باشد نيروي بيشتري براي تمركز بروي آن وچود خواهد داشت
اما بررسي تئوري كساني كه اعتقاد به افزايش فشار براي رسيدن به نقطه جوش يك ملت دارند به عبارت ديگر به دنبال تغيير ناگهاني و شديد در حكومت ايران هستند نشان مي دهد كه اين راهكار چندان عملي به نظر نمي رسد نكته اول اينكه افزايش فشار گرچه باعث تحركاتي خواهد شد ولي اين حركتها عمدتا كاتوره اي و بدون جهتگيري و همسوسازي است و غالبا به نتيجه نمي رسد و در نطفه خفه مي شود و بايد توجه داشت كه اين بادكنك با باد كردن مي تركد نه با سوزن زدن !
نكته بعدي اين است كه واقعا چند درصد مردم ايران به دنبال حكومتي سكولار هستند ؟ چند درصد مردم ايران بعد از حل شدن مسائل اقتصادي شان به فكر تغيير حكوت هستند و چند درصد مردم بعد از رفاه نسبي راي شان جمهوري اسلامي است واقعيت اين است كه جامعه ايران يك جامعه شرقي سنت گراست كه در آن مذهب نقش مهمي را ايفا ميكند چه زور حكومت باشد چه نباشد و در يك انتخاب آزاد شانس پيروزي سكولاريزم چقدر است ؟ آيا واقعا مي شود از لايسيته به سكولاريزم رسيد ؟ ( به تركيه نگاه كنيد )
اين جامعه استعداد رسيدن به نقطه جوش را ندارد و اگر فكر مي كنيد تفكرتان در تغيير حكومت درست است ابتدا بايد مجال قانع كردن مردم را پيدا كنيد اما اين در جامعه ايي كه دچار كيهانيزم شده است امكان پذير نيست
حال سوال اين است كه فرصت به خاتمي فرصت به كيست ؟
اينكه از خاتمي انتظار يك حكومت سكولار داشته باشيد با ماهيت يك روحاني سياسي كاملا در تناقض است پس نبايد ازاو انتظار شعار جدايي دين از سياست را داشت آيا واقعا مي شود كسي شخصيتش را به دو نيم كند ؟ پس وقتس خاتمي از جمهوريتي صحبت مي كند كه اسلاميست اين را براي خوشايند مقام رهبري نمي گويد اين چيزي است كه به آن باور دارد
اما رفتار هاي كدام سياستمدار ما را به خطوط قرمز نظام نزديك تر مي كند خاتمي يا احمدي نژاد ؟ نمونه هاي بسياري است كه نشان مي دهد اين فاصله در زمان خاتمي كمتر شده بود تنها زمان او صحبت از رفراندوم در مورد نظام شده بود تنها او بود كه شعار ايران براي ايرانيان را سر داده بود تنها در زمان او بود كه اقليتها ي مذهبي ( هرچند بسيار كم ) حق ادامه تحصيل را پيدا نمودند علاوه بر آن خط قرمز كدام ضخيم تر است در اين چهار سال سياست انقباضي احمدي نژاد تا انجا پيشرفت كه زنان بايد براي پوشيدن چكمه مي جنگيدند نه حق برابر در ارث و طلاق آيا مي شود از مرز هايي كه براي عبور از آن هزينه نكرده ايد بگذريد ؟ مشخص است كه هرچه خط قرمز هاي كمتري وجود داشته باشد نيروي بيشتري براي تمركز بروي آن وچود خواهد داشت
اما بررسي تئوري كساني كه اعتقاد به افزايش فشار براي رسيدن به نقطه جوش يك ملت دارند به عبارت ديگر به دنبال تغيير ناگهاني و شديد در حكومت ايران هستند نشان مي دهد كه اين راهكار چندان عملي به نظر نمي رسد نكته اول اينكه افزايش فشار گرچه باعث تحركاتي خواهد شد ولي اين حركتها عمدتا كاتوره اي و بدون جهتگيري و همسوسازي است و غالبا به نتيجه نمي رسد و در نطفه خفه مي شود و بايد توجه داشت كه اين بادكنك با باد كردن مي تركد نه با سوزن زدن !
نكته بعدي اين است كه واقعا چند درصد مردم ايران به دنبال حكومتي سكولار هستند ؟ چند درصد مردم ايران بعد از حل شدن مسائل اقتصادي شان به فكر تغيير حكوت هستند و چند درصد مردم بعد از رفاه نسبي راي شان جمهوري اسلامي است واقعيت اين است كه جامعه ايران يك جامعه شرقي سنت گراست كه در آن مذهب نقش مهمي را ايفا ميكند چه زور حكومت باشد چه نباشد و در يك انتخاب آزاد شانس پيروزي سكولاريزم چقدر است ؟ آيا واقعا مي شود از لايسيته به سكولاريزم رسيد ؟ ( به تركيه نگاه كنيد )
اين جامعه استعداد رسيدن به نقطه جوش را ندارد و اگر فكر مي كنيد تفكرتان در تغيير حكومت درست است ابتدا بايد مجال قانع كردن مردم را پيدا كنيد اما اين در جامعه ايي كه دچار كيهانيزم شده است امكان پذير نيست
حال سوال اين است كه فرصت به خاتمي فرصت به كيست ؟