باید اعتراف کنم با اینکه از این دست برخود ها ( منظورم فحاشی است ) خوشم نمیاد ولی بسی حال کردم و کیفور شدم ! مهمانپرست شده بود مثه سوسکی که ازدمپایی فرار می کنه همش اینظرف و اونطرف می رفت :))
چهره اش هم خیلی جالبه با اینکه کلی هیجانزده شده و معلوم که مضطربه ولی سعی می کنه با لبخند بگه همه چی آرومه خیلی مضحک شده :))
چهره اش هم خیلی جالبه با اینکه کلی هیجانزده شده و معلوم که مضطربه ولی سعی می کنه با لبخند بگه همه چی آرومه خیلی مضحک شده :))
در ضمن من هنوزم از مجاهدین خلق بدم میاد این تنفر از رجوی و دارو دسته اش ماهیتی هست برای همین فکر نمی کنم هیچ جوری از بین بره
