آقای غرضی مصاحبه ای داشته با روزنامه شرق قسمت هایی رو در زیر می خوانیم
آقای رجایی گفت: وزیر نفت میشی؟ گفتم آره هرکارهای که شما بگید میشم ( عجب شایسته سالاری ! ). دعوت کردند. رفتم وزیر نفت شدم. بعد اتفاقاتی افتاد و گفتند تو دیگه نباش. گفتم خب باشه دیگه نباشیم ( خاله بازیه ؟ ). ما از کابینه رفتیم و شب رفتیم خانه. احمد آقا ساعت 10 بود به من زنگ زد و گفت آقای منتظری از قم راه افتاده و رفته پیش امام. من هم نفهمیدم. رفته گفته غرضی وزارت نفت نباشه یه جای دیگه باشه ( جان ؟ ). امام هم به احمد آقا گفتند برو به فلانی زنگ بزن بگو هر جایی میخواهی بری، برو.( میزان رای ملت است ! در ضمن مجلس هم در راس امور می باشد ! ) من هم به احمد آقا عرض کردم صبح بهت خبر میدم.
شب با خودم فکر کردم که گفتند بالاخره برو یه جایی. به میز دولت نگاه کردم دیدم اونی که از همه گرفتارتره وزارت پست و تلگراف و تلفن. به احمد آقا گفتم میرم وزارت پست. آن موقع آقای مرتضی نبوی وزیر پست بود که مورد تایید مهندس موسوی نبود، عزل و عوض میشد. من گفتم میرم پست و تلگراف احمد آقا گفتند اونجا که جا نیست. گفتم اونجایی که جا نیست برای من خوبه. من میرم اونجا ( آدم یاد تقسیم اراضی بین شازده های قاجار می افته ! ) .
برای اینکه من و آقا مرتضی سالها در کنار هم مبارزه میکردیم، ایشان زندان بودند. من فراری بودم. از جایگزین شدن من در وزارت پست ناراحت نبود. ایشون هم چون با مهندس موسوی درگیری سیاسی داشت، پیدا بود که دیگه بالاخره ایشان ناراحت نیستند من هم ناراحت نبودم. وقتی آقای منتظری این کار رو کردند و احمد آقا فرمودند، آقای مهندس موسوی هم اطاعت کردند. والا آقای مهندس موسوی هم خیلی دلش نبود البته معارض هم نبود به هر حال ما رفتیم و بسیاربسیار خوب بود ( چی بسیار بسار خوب بود ! ) .
اینکه روند در حال حاضر تغییر کرده باشد کمتر کسی به آن خوشبین است اما اتفاقی که در سال های اخیر افتاده در تعداد مراکز قدرتی که می توانند اعمال نظر کنند نسبت به قبل تغییر ایجاد شده است این یک فرصت است برای جوانه زدن نگاه دموکراتیک در جامعه ایران . قطعا در این جنگ و کشمکش فرصتی برای بارور کردن قدرت مردم وجود دارد و این اتفاق نمی افتد مگر اینکه مردم با هم باشند و با احترام به نظر یکدیگر ، نظر و رای حداکثر را تقویت نمایند فرق نمی کند چه اسمی روی هم دیگر می گذاریم سبز الهی ، بنفش الهی ، بر انداز ، ..... باید کمک کنیم در گام اول نظر مردم در تعیین سرنوشت مردم نقش داشته باشد بعد از آن وقت تبیین دیدگاهایمان است
;به فکر جوانه هایمان باشید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر